Home / زیست شناسی / نمود ارگانیزمها

نمود ارگانیزمها

نمود (species) ، یکی از واحدهای اساسی ستروکتورییست در تصنیف ارگانیزمهای زنده، که دورة صفتی تحوّل آنها را افاده می‌کند. از این رو یک جزء اساسی در تصنیفات هیوانات، نباتات و میکروارگنیزمها می‌باشد. در ه­مة ارگانیزمهایی، که با راه چینسی (دوطرفه باردارشویی) افزایش می‌­کنند (به این گونه ارگانیزمها ق­ریب همة هیوانات، یک قسم نبا­تات و یک قطار میکروارگنیزمها منسوبند) نمود مجموع پاپولیتسیة فردهای قابل نسل می‌باشد. به توفیل این آنها پاپولیتسیه‌های ن­و گیبرید حاصل می‌نمایند و این پاپولیتسیه‌ها در بین شکلهای محلی، که در حدودی  مویین مسکنند و یک قطار خصوصیتهای مارفافیزیالاگی دارند، موقع مابینی را اشغال می‌کنند.

بیسیار جمع شدن معلومات عاید به گوناگونی هیوانات و نباتات در آخر عصر 17 به تصوّراتی آورد، که نمود گروه فردهای چون اعضاهای یک عایله به همدیگر مانند بوده، از دیگر گروه فردها با بعضی خصوصیتهای خود فرق می‌کنند. مثلاً. ، گرگ، روباه، زاغ، زاغچه، بُلوط، گندم، جو، و غیره نمود حساب می‌شد. با سرعت افزودن شمارة نامگوی نمود ضروریت پیدا کرد، که برای به ترتیب درآوردن شکلهای گوناگون هیوانات و نباتات تصنیفاتی قبول کرده شود. در حلّ این مسئله طبیعت‌شناس شوید ک. لینّیی سهم باسزایی گذاشت. او در اثر خود «سیستم طبیعت» (pycی، 1735) نمودهخای با هم مانند را به جنس و جنسهای مانند را به قطار و صنفها جدا کرد. برای افاده کردن نمود وه‌ای نامینکولتورة دونامه (نامینکولتورة بینری) را چاری نمود، که موافیک آن هر یک نمود اوّل با نا­م لاتینی چینس و سپس با نام لاتینی نمود اشاره‌ کرده می‌ش­ود.

مسلن، «آدم باعقل» homo sa­piens. oxیر عصر 19 تصنیفات ک. لینّیی را اکثر بیولوگهای دنیا قبول نمودند. نیمة یکم عصر 19 عالم فرنسوی ج. کیووی مفهومی را عاید به ساخت نوعها کار کرده برآمد، که سپس «نوع» چون جزء عالی تصنیفات به تصنیفات ک. لینّیی داخل کرده شد. خود خمان وقتها تصوّرات در بارة تغییر‌پذیری نمود در رفت انکشاف ارگانیزمها نیز به میان آمد. در حلّ این مسئله نظریة ایوالیوتسیانی چرلز دروین (نگرید دروینیزم) ، که هنگام ترتیب دادن سیستم فیلاگینیزی طبیعی حتماً به نظر گرفتن علاقة ژنتیکی، ارگانیزمهای زنده را ترغیب می‌نمود، مقام کلان بازید. زیاد شدن شمارة نمود و زیرنمودهای هیوانات، نباتات و میکروارگنیزمها از یک طرف، به «تقسیم شدن» نمود (یعنی چون نمود تصویر نمودن هر یک شکل محلی) و از طرف دیگر به «کلان شدن» نمود (یعنی چون نمود تصویر کردن گروه ارگانیزمهایی، که خصوصیت خویشی دارند) آورده رساند. در نتیجه در تصنیفات ارگانیزمها مفهوم نمود «خرد» جاردنانها (از نام با­تنیک فرنسوی ا. جاردن) و نمود «کلان» لنّنیانها (از نام لینّیی) به وجود آمد. دورة کلاسیکی تصنیفات ارگانیزمها با تدقیقات طبیعت‌شناسی روس ا. پ. سیمیاناو-تین-شنسکیی، که لینّیانها را چون اساس قبول نموده، کتگوریهای گوناگون از نمود پایان (زیرنمود، مارفه، ابیرّتسیه) را درست موی­ین کرد، به اتمام رسید.

در این زمان برای مویین کردن مفهوم نمود تماماً از همدیگر دور شدن نمودها در شرایط طبیعی اهمیت کلان دارد (بعضی نمودهایی، که از همدیگر دورند، در شرایط طبیعی دورگه شده نمی‌توانند، ولی در شرایط صنعی باشد، آنها را با نمودهای دیگر دورگه کردن ممکن است). از روی مناسبت نسبت به مکان نمودها الّاپتری (حدود گوناگون را اشغالکننده) و سیمپتری (اری­لشان یک‌خِله) می‌شوند. الّاپت­ری و سیمپتری بودن نمود اکثر به شرایط به وجود آمدن و کدام شکل چودایی-تیرّیتاریوی یا بیا­لاگی داشتن آنها، که هنگام پیدایش نمود مذکور مقام اساسی را بازیده است، وابسته می‌باشد.

تدکیقات مقرّر کرد، که اکثر نمودها پالتیپیند، یعنی یکچند زیرنمود را در بر می‌گیرند. درجة پالیتیپی نمودها با زیاد شدن اریل می‌افزاید. وه‌ای اینچنین به گوناگونی شرایط فیزیکی و گیاگر­فی یگان قسم الاجقهیدة حدود وا­بسته است. خصوصاً نمودها-دوگانیکها، که از روی خصوصیتهای مارفالا­گی فرق کردنشان دشوار است و عادتاً در ناحیه‌های نزدیک هم‌حدود دچار می‌شوند، جالب دقّتند. انگونه نمودها احتمال در نتیجة به وجود آمدن یکی از اوّلین شکلهای جدایی بیولوگی په‌ای-دا شده‌اند. این مفهوم خازیرة نمود برای ارگانیزمهایی، که تنها با راه غیریجینسی افزایش می‌کنند، موافق نمی‌آید. بنا بر این در چنین حالتها گروههای با همدیگر مانند را، که از روی خصوصیتهای مارفافیزیالاگی نزدیکند و در یک اریل مویین مسکنند، شرطاً نمود می‌نامند.

دبیات:        سیمیاناو-تین-شنسکیی ا. پ. ، تکسانامیچیسکی گرنیتسы ویده ا اگا پادرزدیلینیی، «زپ. امپراتورسکایی ان»، 1910، تام. 25، ش1؛ دروین چرلز، پرایسخاجدینی ویداف پتیم استیستوین­ناگا آتباره… ، ساچینینی، تام 3، مسکو- لنینگراد، 1939؛

وویلاو ن. ا. ، لینّییوسکیی وید کک سیستمه، ازبرنّایی پرایزویدینی. تام1، ل. انینگرد 1967؛ ز­ودسکیی ک. jm. ، وید ا ویداابرزاو­نی، لنینگراد1968؛ تیمافییف ریساوسکیی  ن. و. (و دیگر). کرتکیی آچیرک تیاری ایوالیوتسی، مسکو 1969.

در بارمان

Инчунин кобед

lolaarusak

لاله‌اروسک

لاله‌اروسک (رpaver rhoeas) ، یک نوع گیاه یکساله. پایهش (درازی‌اش 5-40 سم) حمیده و مویکهای …