معلومات آخرین
Home / مدنیت و صنعت / موستزاد

موستزاد

موستزاد (ار. -زیاد کرده شده) ، یک شکل شعر است، که پس از یک مصرع یا یک بیت آن شاعر یک یا دو فقرة موزون علاوه می‌کند. فقره‌ها قافیة علی‌حده دارند و یا با مصرع بیت اصلی همقافیه می‌شوند. مثلاً:

در خواب جمال یار خود می‌دیدم.

در این صفا.

و-از باغ وصال او گلی می‌چیدم،

بی خار جفا.

مورغ سحر ز خواب بیدارم کرد،

گویا ز حسد.

ای کاش، که بیدار نمی‌گردیدم.

تا روز جزا.

موستزاد در نظم فارس-تاجیک در زمینه‌ای سرود و رباعیات خلقی و با کوششهای نوجویانة شاعران تقریباً از عصر 11 رواج گرفت. مستزادهای اوّلین در ایجادیات ابوسعید مهنه‌ای، مسعود سعد سلمان، عمر خییام، فرید‌الدّین عطّار و دیگر به نظر می‌رسند. مستزاد از قدیم با ساز و نوا رابطة قوی داشته، ایجادکاران آن موسیقی خلقی و کلاسیکی را نیکو می‌دانسته‌اند و این قبیل اشعار اساساً برای خواندن و سرو-دن نوشته می‌شده‌اند. مستزاد مخصوصاً در عصرهای 13-14 با ایجادیات جلالودّینّ رومی، خسرو دهلوی، خواجوی کرمانی، ابن یمین. کمال خجندی و دیگر از جهت شکل و مندرجه سفته و عمیقتر شده، به اوج انکشاف رسید. در ن دوره خسرو دهلوی، شمس فخری و دیگر فصلهای مخصوص اثرهای ادبیات‌شناس» خود را به نظریة مستزاد بخشیده‌اند. در عصرهای 15-17، به استثنای بعضی مستزادهای ابدور-رحمان جامی، هلالی، سییدا، مستزاد در ادبیات تاجیک خیلی کم موشا-هیده می‌شود. از عصرهای 18-19 در نتیجة تغییرات اجتماعی و سیاسی مستزاد از نو جان گرفت. در این دوره مستزاد بیشتر با دو راه-پیروی و جواب و نظیره‌نویسی و تضمین رباعیات شاعران بزرگ گذشته انکشاف یافت. در ادبیات ساویتی تاچیک مستزاد آهنگ بلند اجتماعی گرفت. نمونة اوّلین و بهترین آن را صدرالدّین عینی ایجاد کرد: «به شرف انقلاب اکتبر»، «ترانة کمبغلان»، ابوالقاسم لاهوتی («همه دانا شده‌ایم»، «زنده است لنین») ، پیرو سولیمانی («به مناسبت انقلاب بخارا») و دیگر عنعنة عینی را ادامه‌ دادند.

س. امراماو.

در بارمان

Инчунин кобед

سرخانه

سرخانه، قسم اوّل سرود، که به اندازة یک بیت متن سرود اجرا می‌شود. بعضاً سرخط …