معلومات آخرین
Home / مدنیت و صنعت / مولمّع

مولمّع

مولمّع (عربی-نورپاش، جلادار، رنگارنگ) ، شعریست، که به دو زبان نوشته می‌شود. ملمّع اسا­سن در ادبیات کلاسیکی و بیشتر در جنر غزل دچار می‌آید. شاعران یک مصرع یا بیتی را به تاجیکی و مصرع یا بیت دیگر را به عربی می‌گفتند. باید بیت، میس­رع و ابیات تاجیکی و عربی از جهت شکل و مضمون با هم کاملاً موافقت می‌کردند. ملمّع را ش ا ر و ش ا ک ا ر نیز نامیده‌اند. شاعرانی بیشتر ملمّع گفته‌اند، که زبان و قاعده‌های شعر عربی را نیکو می‌­دانیستند و به زبان عربی شعر گفته‌اند. سعدی در ملمّع شهرت دارد. صدرالدّین عینی او را اختراعگر ملمّع می‌نامد. از عصر 15 ملمّع تاجیکی و اوز­بیکی رواج گرفت. پارچة غزل زیرین، که به جامی نام شاعری منسوب است، نمونة این گونه ملمّع می‌باشد:

ای لبت پرخند و چشم سیاهت مست خواب.

یکّ زلفینگ عارضیده آیی یوزونگدور    آفتاب.

مستی مه‌ای می‌کند روی ترا غرق عرق.

باده اچسنگ توقولور اکّ کیزیل یوزدن گلاب…

بنده شد جامی غلامت. گرچه افلاطون بود،

سرگیل، یا ساقلگیل، یا سات، یا بیرگیل جواب.

ز نیمة دوّم عصر 19 ملمّع تاجیکی-روسی پیدا شد (اسیری و دیگر). نمونه‌ای از ملمّع تاجیکی و روسی اسیری:

گورتم ز ره هواپرستی پریخادیتی کا منی و گاست…

در ادبیات ساویتی تاجیک اوّلین بار صدرالدّین عینی ملمّع تاجیکی و اوز­بیکی نوشت. 3. جوهری، م. امینزاده و دیگر نیز ملمّع دارند. ملمّعهای تاجیکی و ازبکی در ایجادیات دهنکی خلق نیز وامیخورند. شاعران ملمّعنویس را ذوالسانین یا زونّقلین می‌نامند.

دبیات؛ هادی‌زاده ر. ، ش و ک و ر آ و م. ، عبدالجباراو ت. ، فرهنگ اصطلاحات ادبیاتشینایی، دوشنبه، 1966؛ 3 ا هنی ت. ، صنعت سخن، دوشنبه، 1979.

س. عمراناو.

در بارمان

Инчунин кобед

سرخانه

سرخانه، قسم اوّل سرود، که به اندازة یک بیت متن سرود اجرا می‌شود. بعضاً سرخط …