معلومات آخرین
Home / مدنیت و صنعت / بدورزّاقاو حبیب‌الله

بدورزّاقاو حبیب‌الله

ابدورزّاقاو حبیب‌الله (تولدش  7. 11. 1937، شهر کولاب) ، اکتور و ریجیس­سیار. ارتیسته خلقی رسّ تاجیکستان (1987). ختم‌کردة فکولتیت اکتوری انستیتوت دولتی صنعت تئاتری به نام ا. و. لونچرسکیی مسکو (1960) و کورس عالی ریجیسّیاری آکادمی صنعت شهر مسکو (1964). اکتور تئاتر جمهوریوی مضحکة موسیقی به نام ا. س. پوشکین شهر لنین‌‌آباد (حاضره تئاتر به نام کمال خجندی؛ 1960-1961) ، اکتور و ریجیسّیار تئاتر دولتی آکادمی درمة تاجیک به نام ا. لاهوتی (1961-1969) ، سرّیجیسّیار تئاتر جمهوریوی مضحکة موسیقی به نام ا. س. پوشکین (1969-1971) و تئاتر دول­تی جوانان تاجیکستان به نام م.

واهیداف (1971-1973) ، اکتور و ریجیسّیار کینااستودیو «تاجیکفیلم» (1973-1975) ، اکتور تئاتر دولتی اکه‌دی­می درمة تاجیک به نام ا. لاهوتی (1975-2002). از سال 2002 دیرکتور و راهبر بدیعی تئاتر «پدیده». سالهای 1987-1990 رئیس اتّفاق اربابان تئاتر تاجیکستان بود. ابدورزّاقاو یکی از بهترین بازندگان رالهای کلاسیکی و دارای خصوصیتهای ملّی در تئاتر و کینا می‌باشد. رالهای بهترین ابدورزّاقاو در صحنة تئاترها: لیوبیم تارساو («کمبغلی ایب نیست» ا. ن. آستراوسکیی، 1960) ، یادگار («داخونده» ج. اکرامی، 1961) ، فیزولّاجان («ارادة زن» ا. صدقی، 1962) ، می‌رکوتسیا، آتیلّا («رامیا و جلیتّه»، «آتّیلا» و. شکسپیر، 1963) ، شاعر خورشید («حرّیت» غ. عبدالله‌، 1964) ، کمال خجندی (پییسة همنام غ. جلیل، 1970) ، الدیس («زورق عشق» یه. رینیس) ، افراسیاب («روس­تم و سهراب» غ. عبدالله‌، 1966) ، نظام‌الدّین («دلهای سوزان» ج. اکرامی، 1977) ، کرل ماار («راهزنها» ف. شیلّیر، 1979) و غیره. ابدورزّاقاو در انکشاف کینای تاجیک نیز خذمت ارزنده دارد.

یستیعداد او در رالهای شادمان («آرامی نمی‌­شود»، 1962) ، بهر‌الدّین («مرگ سودخور»، 1965) ، اسد مخصوم («خیانت»، 1967) ، هیدر («چار نفر از چارسنگ»، 1973) ، مختاراف («ستنسیة کوهی»، 1974) ، بهرام («داستان سیاوش»، 1975) ، اسنشا («صبح گنگ»، 1975) ، همرایف («هفت نفر در پیراهه»، 1977) ، کاروانباشی («درویش لنگ»، 1986) ، نعمت‌اللهخان (سلسلفیلم تلویزیونی «در آرزوی پدر»، 2005) ، ژنرال ایرانی («اسیر»، ژرمنیه، 2006) ، حسام تاجیک (سلسلفیلم تلویزیونی ایرانی «در چشم باد»،   سردار راهزنها (سلسلفیل­م تلویزیونی ایرانی «شکرانه»، و غیره واضحن هویدا شده‌اند.

تهیه‌های ریجیسّیاری ابدورزّاقاو آب و رنگ ملّی دارند: «خدارحمتی» ب. نوشیچ (1966) ، «رستم و سهراب» غ. عبدالله‌ (1967) ، «کوپروک» ف. نیازی (1969) ، «کریم دیوانه» ت. احمدخاناو (1969) ، «صدا از تابوت» ا. کههار (1975) ، «وقتی ، که شهر خفته بود» ا. چخییدزی (1980) ، «واپسین اروس امیر-ال-مؤمنین» ف. محمّدی‌اف (1983) ، «در چارس و» و «ترس» ن. تبراف (1984، 1995) و غیره. ابدورزّاقاو در تربیة اکتوران و کارمندان ایجادی ساحة تئاتر سهم کلان گذاشته است. با آردینهای دوستی خلقها (1980) ، دوستی (1998، مدال اجلاسیة 16-ام شورای عالی جمهوری تاجیکستان و گرماتة فخری پریزیدیوم ساویت عالی رسّ تاجیکستان سرفراز گردیده است. عضو اک تاجیکستان (از 1971).

د .: مردی در شهری، شهری در مردی، د. ، 2007.

در بارمان

Инчунин кобед

سرخانه

سرخانه، قسم اوّل سرود، که به اندازة یک بیت متن سرود اجرا می‌شود. بعضاً سرخط …